کد خبر: ۴۳۷۲۶
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۴:۴۴
رد پای فساد در ایران

 

در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره مبارزه با امر فساد اقتصادی یک معظل  جدی محسوب میشد که به جای بررسی ریشه‌‌‌‌های  آن به شخص متخلف توجه می کردند یا به عبارت دیگر به جای حل مسئله، صورت مساله را پاک می نمودند و اصلاح واقعی ایجاد نمی‌شد. که همین امر موجب گستردگی فساد در عمق جامعه ایران شد. معرفی چنین افرادی و‌ مجازات آنها فقط حکم مسکنی می ماند که بر بخشی از درد های فساد اقتصادی التیام می بخشد که البته این امر بیش از آن که جنبه مردمی داشته باشد ، بیشتر رویه ای حزبی و جناحی پیدا کرده است . چنان چه با کنار رفتن یک حزب یا دولت وابسته به آن، حزب رقیب شروع به برملا نمودن کاستی ها و ضعف های سیاسی و اقتصادی دولت قبل می کند که البته برخی از آنها در دولتها قدرت و نفوذ دارند و به همین دلیل راحت قوانین مجازات بر علیه به شکل دیگری اجرا میشود. چنان که در دولت سازندگی مرحوم هاشمی رفسنجانی یا دولت اصلاحات خاتمی یا دولت اصولگرا احمدی نژاد یا دولت تدبیر و امید حسن روحانی تمامی این افراد فاسد معرفی شده اند اما در عمل تعداد محدودی از آنان به سزای اعمال خود رسید ند و مابقی با گذراندن مدت کوتاهی از حبس  مجدد ازاد میشدند.به عنوان نمونه، در دولت رفسنجانی‌ و در دهه هفتاد،  فساد اقتصادی کرباسچی و  رفیق دوست بسیار سر و صدا کرد اما در عمل همچنان این افراد آزادانه به کار خود می پرداختند  یا در دولت خاتمی شهرام جزایری و چند نفر دیگر اسم آنها معرفی شد و به زندان رفتند اما بعد از مدتی، بیرون آمدند یا در دولت احمدی نژاد که ادعای پاک ترین دولت از زمان مصدق را داشت، اختلاس امیر منصور آریا یا خاوری و یا رحیم مشایی یا مرتضوی و دیگر افراد فاسد بر ملا شد و در عمل نشان دادند که جز یکی از فاسدترین دولت های 100 ساله اخیر هستند . همین طور در دولت حسن روحانی فردی همچون حسین فریدون برادر رییس جمهور و بابک زنجانی هم به عنوان فرد فاسد هویتشان بر ملا شد.اما این اسم و عنوانها نمی تواند در زدودن فساد به تنهایی نقش تعیین کننده داشته باشد. باید‌ ریشه های اجتماعی و فرهنگی پدید‌ار شدن فساد را جستجو و ارزیابی کرد و این ساختار معیوب را به درستی شناخت تا بتوان به راه حل های عملی مبارزه با فساد و ریشه کن کردن آن گام برداشت. و ما سعی می‌کنیم از منظر علم جامعه شناسی آن را بررسی نماییم

در این مورد تحقیقات متعدد جامعه شناسان و محققین مسایل اجتماعی حاکی از آن دارد که یکی از مهمترین عوامل ریشه ای پیدایش فساد تغییر ارزشها و هنجارهای اجتماعی است. یعنی وقتی ارزش های اجتماعی از سمت برابری اجتماعی و اقتصادی به سمت ثروت اندوزی پیش رود و برتری جویی در ثروت و تجمل گرایی امر نهادینه در فرهنگ کشور شود و نا برابری اجتماعی اقتصادی به طرز افسارگسیخته افرایش یابد می تواند در ایجاد فساد در جامعه کمک کند.

چنان چه پرفسور فرامرز رفیع پور در کتاب سرطان اجتماعی فساد اشاره میکند« وجود فقر و ثروت و یا نابرابری برای بهم خوردن نظام یک جامعه به تنهایی کافی نیستند. مهم آنست که آیا افراد فقیر جامعه می توانند وضعیت خوب ثروتمندان را مشاهده کنند یا خیر. بنابراین مشاهده ثروت و نمایش ثروت از طرف طبقات بالا دست جامعه در کنار وجود فقر بیشمار عامل موثر در ایجاد فساد است»۱

عموما در جامعه بورژوایی و نظام سرمایه داری  برای بکار انداختن چرخ های تولید و فروش و محصولات خود باید در مردم احساس نیاز به مصرف کالا را تولید کند و این نیز از طریق فرایندی است آقای دوزنبزی آن را «نمایش ثروت » می نامد.این نمایش امروزه علاوه بر قشر بالا از طریق دیگر نظیر تبلیغات و ماهواره نیز انجام می‌گیرد.

۱-سرطان اجتماعی فساد، پرفسور فرامرز رفیع پور، شرکت سهامی انتشار، سال ۸۵ ، صفحه ۲۸

 

۲-همان منبع، صفحه ۲۹

انتهای پیام
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار