تهران ۳۶.۵۱° كمينه ۳۶.۵۱°  بیشینه ۳۶.۹۹°
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸

رسانه و مسئولیت امنیت ملی ایران

مقاله به قلم محمد جواد یزدان خواه – وکیل پایه یک دادگستری سارا منافی – وکیل پایه یک دادگستری 
کد خبر: 9

رسانه‌ها و مرزهای آزادی

محمد جواد یزدان خواه – وکیل پایه یک دادگستری
سارا منافی – وکیل پایه یک دادگستری 

رسانه‌ها در هیچ‌کجای دنیا از آزادی مطلق برخوردار نیستند. آزادی بیان، هرچند یکی از پایه‌های جوامع آزاد به شمار می‌رود، به این معنا نیست که یک رسانه بتواند بدون هیچ محدودیتی اظهارات خلاف واقع بگوید، به خشونت دامن بزند، افترا بزند، نفرت‌پراکنی کند یا از اقدامات تروریستی حمایت کند. در همه کشورها، حتی کشورهایی که ادعای دفاع سرسخت از آزادی رسانه مطرح می کنند، برای فعالیت رسانه‌ای چارچوب‌های قانونی و حرفه‌ای مشخصی وجود دارد.


نمونه آن را می‌توان در آمریکا و بریتانیا دید. شبکه فاکس‌نیوز در سال ۲۰۲۳ در پرونده افترا مربوط به شرکت دومینیون، با پرداخت ۷۸۷.۵ میلیون دلار برای حل‌وفصل دعوا موافقت کرد. 


همچنین روزنامه بریتانیایی News of the World  در سال ۲۰۱۱ پس از افشای رسوایی گسترده شنود و هک غیرقانونی تلفن‌ها تعطیل شد. اینها نشان می‌دهد که حتی در غرب نیز «آزادی رسانه» به معنای آزادی از قانون و مسئولیت نیست.
بنابراین، اگر قرار است درباره آزادی رسانه سخن بگوییم، باید نیمه دیگر ماجرا را هم ببینیم: آزادی بدون مسئولیت، خیلی زود به بی‌قانونی تبدیل می‌شود.


ایران اینترنشنال؛ یک رسانه یا بخشی از یک پروژه سیاسی علیه امنیت ملی؟


در این میان، شبکه موسوم به « اینترنشنال» را نمی‌توان صرفاً یک شبکه خبری معمولی دانست. این شبکه به دلیل منابع مالی از کشورهای منطقه و رژیم صهیونیستی، ارتباطات و رویکرد سیاسی خود، همواره  با اتهامات جدی جاسوسی و خیانت به ایران مواجه بوده است. بسیاری معتقدند که اینترنشنال عملاً در چارچوب یک پروژه سیاسی و رسانه‌ای گسترده علیه ایران فعالیت می‌کند و عملکرد آن را باید فراتر از یک فعالیت صرفاً و ظاهراً خبری مورد ارزیابی قرار داد.


مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که یک رسانه به جای آنکه صرفاً واقعیت را روایت کند، تلاش کند واقعیت مورد نظر خود را بسازد؛ یعنی با انتخاب گزینشی اخبار، برجسته‌کردن برخی وقایع، حذف برخی دیگر و تکرار مداوم یک روایت خاص، ذهن مخاطب را به سمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده هدایت کند. در چنین شرایطی، رسانه دیگر فقط «خبرنگار» نیست؛ به یک بازیگر سیاسی  و سرباز دشمن و کشور متخاصم تبدیل شده است.


جنگی که میدان آن ذهن مردم است

امروز جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمی‌افتد. بخشی از جنگ در ذهن مردم جریان دارد؛ جایی که ترس، امید، اعتماد، ناامیدی و احساس امنیت شکل می‌گیرد.
جنگ نظامی هرچقدر هم ویرانگر باشد، بالاخره یک روز متوقف می‌شود؛ اما جنگ روانی می‌تواند سال‌ها ادامه پیدا کند. تکرار اخبار هراس‌آور، انتشار ادعاهای تأییدنشده، بزرگ‌نمایی بحران‌ها و القای مداوم این تصور که کشور در آستانه فروپاشی، ناامنی یا جنگ داخلی قرار دارد، می‌تواند جامعه را از درون فرسوده کند.
به همین دلیل است که نمی‌توان عملکرد یک رسانه را فقط با یک خبر یا یک برنامه سنجید. باید مجموعه عملکرد آن را دید؛ اینکه چه چیزی را منتشر می‌کند، چه چیزی را برجسته می‌کند، چه چیزی را نادیده می‌گیرد و در شرایط حساس چگونه با افکار عمومی مواجه می‌شود.


وقتی تحلیل جای خبر را می‌گیرد

یکی از انتقادهای جدی به این شبه سانه اینترنشنال، مخدوش شدن مرز میان «خبر» و «تحلیل» است. مخاطب باید بداند آنچه می‌شنود یک واقعیت اثبات‌شده است، یک ادعاست یا برداشت و تحلیل خبرنگار و کارشناس.
وقتی این مرز از بین برود، یک تحلیل سیاسی می‌تواند به‌سادگی در ذهن مخاطب به یک «واقعیت قطعی» تبدیل شود. این مسئله در شرایط بحرانی خطرناک‌تر است؛ چراکه مردم در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دقیق و قابل اعتماد نیاز دارند.
انتشار یک خبر نادرست در شرایط عادی ممکن است یک خطای رسانه‌ای باشد، اما همان خبر در شرایط جنگی می‌تواند باعث ایجاد ترس، التهاب، تصمیم‌های اشتباه و حتی رفتارهای خطرناک شود.


نمونه‌هایی از این دست نیز درباره عملکرد این شبکه مورد انتقاد قرار گرفته است؛ از جمله برخی گزارش‌ها درباره خادثه تیراندازی در شام ترامپ که تلاش شده بود احتمال دخالت ایران برجسته شود. در چنین مواردی، اصل اولیه باید راستی‌آزمایی باشد، نه مسابقه برای انتشار سریع‌تر خبری که هنوز صحت آن روشن نشده است.


اطلاعات میدانی؛ مرز میان خبرنگاری و همکاری اطلاعاتی
موضوع دیگری که درباره فعالیت این شبکه مطرح شده، نحوه جمع‌آوری و انتشار اطلاعات میدانی از داخل ایران است.
طبیعی است که خبرنگار از منابع مختلف اطلاعات دریافت کند و با شهروندان گفت‌وگو داشته باشد. اما در شرایط جنگی، موضوع به این سادگی نیست. اطلاعات مربوط به موقعیت‌ها، زیرساخت‌ها، مراکز حساس و وضعیت میدانی می‌تواند ارزش عملیاتی داشته باشد و انتشار آن ممکن است پیامدهایی فراتر از حوزه رسانه‌ای ایجاد کند.


در جریان جنگ اخیر نیز انتقادهای جدی درباره نحوه فعالیت ایران اینترنشنال و اطلاعاتی که از داخل کشور جمع‌آوری و منتشر کرده، مطرح شده است. اگر ثابت شود اطلاعاتی که تحت پوشش فعالیت رسانه‌ای جمع‌آوری شده، در اختیار طرف متخاصم قرار گرفته یا برای اهداف عملیاتی مورد استفاده قرار گرفته است، دیگر نمی‌توان چنین اقدامی را صرفاً «خبرنگاری» نامید و  موضوع می‌تواند ابعاد جدی امنیتی و حقوقی پیدا کند و مشمول عناوینی مانند «جاسوسی» یا «همکاری اطلاعاتی»با دشمنمی باشد. 
تحریک به خشونت؛ این دیگر آزادی بیان نیست


آزادی بیان را نمی‌توان چک سفیدامضا برای تحریک به خشونت دانست.
دعوت به حمله به افراد، تخریب اموال عمومی، آتش‌زدن زیرساخت‌ها، حمله به فروشگاه‌ها، پمپ‌بنزین‌ها یا مراکز عمومی، حتی اگر با عنوان «اعتراض» یا «نافرمانی مدنی» مطرح شود، از مرزهای طبیعی فعالیت رسانه‌ای عبور می‌کند.
از نگاه بسیاری این شبکه، برخی برنامه‌ها و گزارش‌های اینترنشنال در مقاطع بحرانی به گونه‌ای بوده که می‌توانسته مخاطبان را به سمت رفتارهای تند و خشونت‌آمیز سوق دهد.  بنابراین دیگر نمی‌توان مسئله را صرفاً یک اختلاف سیاسی یا رسانه‌ای دانست.
رسانه می‌تواند منتقد باشد، می‌تواند معترض باشد، حتی می‌تواند مخالف حکومت باشد؛ اما تبدیل خشم اجتماعی به خشونت، دیگر روزنامه‌نگاری نیست.


تحریف تاریخ؛ از واقعیت تا روایت‌سازی
اینترنشنال و برخی رسانه‌های مشابه، تنها در حوزه اخبار روز مورد انتقاد نیستند؛ نحوه روایت آنها از تاریخ ایران نیز محل بحث است.
یکی از روایت‌هایی که بارها در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده، ارائه تصویری بسیار مثبت از ایران پیش از انقلاب است؛ گویی تمام جامعه در رفاه و شکوفایی زندگی می‌کرد و انقلاب سال ۱۳۵۷ صرفاً محصول «شکم‌سیری» مردم بود. اما تاریخ را نمی‌توان با چند تصویر از خیابان‌های بالای شهر تهران یا زندگی طبقات مرفه توضیح داد.


در سال‌های پیش از انقلاب، در کنار رشد اندک اقتصادی، افزایش درآمدهای نفتی و اجرای برخی طرح‌های عمرانی، بخش قابل توجهی از مردم، به‌ویژه در مناطق محروم و حاشیه‌ای، با مشکلات جدی در زمینه مسکن، آب، برق، بهداشت، آموزش و امکانات اولیه زندگی مواجه بوده اند به گونه ای که بسیاری از مردم حتی در تهران از آب سالم محروم بوده اند. در سال های پس از انقلاب به همت مردم ایران بسیاری از روستاهای دور افتاده در کشور دارای حداقل های امکانات رفاهی مثل آب ، جاده ، و گاز و برق شده اند در حالی که این رسانه با سیاه نمایی سراسری این گونه القاء می نماید که پس از انقلاب اسلامی هیچ اقدام موثری در جهت رفاه کشور توسط حاکمیت صورت نپذیرفته است که این موضوع بر خلاف واقعیت است.  


تاریخ با تبلیغات ساخته نمی‌شود.
اگر بخشی از واقعیت حذف شود و بخش دیگری عمداً بزرگ‌نمایی شود، دیگر با تحلیل تاریخی مواجه نیستیم؛ با روایت‌سازی مواجهیم.
همین ساده‌سازی درباره آینده ایران نیز دیده می‌شود. مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور آن‌قدر پیچیده است که نمی‌توان همه آنها را با یک پاسخ ساده مانند «تغییر نظام» یا «بازگشت پهلوی» توضیح داد. تغییر سیاسی، هرچقدر هم مهم باشد، به‌تنهایی مشکلات اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی یک کشور را حل نمی‌کند.


پوشش گروه‌های مسلح و تجزیه‌طلب
یکی دیگر از موارد قابل نقد، نحوه برخورد برخی رسانه‌های خارج از کشور با گروه‌های مسلح و جریان‌های تجزیه‌طلب است. گفت‌وگو با مخالفان حکومت یا پوشش فعالیت گروه‌های سیاسی، فی‌نفسه اشکالی ندارد. اما میان «خبررسانی» و «مشروعیت‌بخشی» فاصله زیادی وجود دارد. وقتی رسانه‌ای سابقه خشونت، ترور و اقدامات مسلحانه گروه های تروریستی مثل مجاهدین خلق و حزب کومله را کنار می‌گذارد و آن را صرفاً به‌عنوان یک «جریان سیاسی» معرفی می‌کند، بخشی از واقعیت را از مخاطب پنهان کرده است.
پخش مستقیم مراسم سازمان مجاهدین خلق، با وجود سابقه اقدامات خشونت‌آمیز این سازمان، نمونه‌ای است که از همین منظر قابل نقد است. رسانه می‌تواند درباره یک گروه گزارش دهد؛ اما نباید میان اطلاع‌رسانی درباره آن گروه و تبلیغ یا مشروعیت‌بخشی به آن مرزها را از بین ببرد.
همین مسئله درباره حملات نظامی دولت‌های خارجی نیز صدق می‌کند. اینکه حمله یک دولت خارجی به ایران را «کمک به مردم ایران» بنامیم، دیگر صرفاً یک گزارش خبری نیست؛ بلکه یک موضع‌گیری سیاسی است.
از آن مهم‌تر، اگر در جریان یک حمله نظامی، غیرنظامیان، کودکان یا مراکز آموزشی هدف قرار گیرند، نمی‌توان با ادبیات تبلیغاتی از کنار آن عبور کرد یا آن را به یک «خسارت جانبی» تقلیل داد. جان انسان‌ها را نمی‌توان به خاطر اهداف سیاسی یک طرف جنگ، کم‌اهمیت جلوه داد.
سخن آخر
مسئله اصلی این نیست که یک رسانه با جمهوری اسلامی موافق است یا مخالف. هیچ‌کس نمی‌گوید رسانه نباید منتقد حکومت باشد. اتفاقاً رسانه منتقد می‌تواند یکی از ارکان مهم جامعه باشد.
بحث بر سر جای دیگری است: آیا رسانه حق دارد خبر را تحریف کند؟ آیا حق دارد تحلیل را به جای واقعیت بفروشد؟ آیا حق دارد مخاطب را به خشونت تحریک کند؟ آیا می‌تواند اطلاعات حساس را بدون توجه به پیامدهای آن منتشر کند و بعد همه اینها را پشت عنوان «آزادی رسانه» پنهان کند؟


پاسخ روشن است: آزادی رسانه بدون مسئولیت معنا ندارد.
اینترنشنال را نمی توان یک رسانه مستقل و حرفه ای دانست اقداماتی از قبیل دعوت به خشونت و کشتار و حمله به اماکن امنیتی و عمومی را نمی توان کار رسانه ای دانست.  مبارزه با چنین رسانه‌هایی  با ساختن رسانه‌ای قوی‌تر، دقیق‌تر، مستندتر و حرفه‌ای‌تر ممکن می گردد؛ رسانه‌ای که دروغ را با واقعیت، تبلیغات را با تحلیل و روایت‌سازی را با سند پاسخ دهد.
در نهایت، بهترین سلاح در برابر عملیات رسانه‌ای، آگاهی مردم است. جامعه‌ای که بتواند خبر را از تحلیل، واقعیت را از ادعا و نقد را از تبلیغات تشخیص دهد، به‌سادگی بازیچه هیچ رسانه‌ای نخواهد شد؛ چه رسانه داخلی باشد و چه شبکه‌ای که هزاران کیلومتر دورتر از ایران با پول های کثیف رژیم صهیونیستی و آمریکایی برای افکار عمومی این کشور نسخه می‌پیچد.

انتهای پیام
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha

آخرین اخبار روز