نویسنده: هانیه سادات احمدی اختصاصی معاصر
از محاصره دریایی تا هدف قرار گرفتن کشتی تجاری
در تازهترین تحول، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرده است که یک هواپیمای نظامی این کشور، روز شنبه ۷ نوامبر، یک کشتی تجاری با پرچم سنتکیتس را در دریای عمان هدف قرار داده و از حرکت آن جلوگیری کرده است. به گفته مقامهای آمریکایی، این کشتی پس از مراجعه به یکی از بنادر ایران قصد خروج از منطقه را داشته و با وجود هشدارهای نظامی، به مسیر خود ادامه داده است.
این اتفاق در شرایطی رخ داده که محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا ماههاست ادامه دارد. واشنگتن مدعی است این محدودیتها تاکنون مانع صادرات بیش از ۲۵ میلیارد دلار نفت خام ایران شده است.
همزمان، ارتش آمریکا از تشکیل یک ساختار عملیاتی جدید برای محدود کردن انتقال تسلیحات پیشرفته و کالاهای تحریمی ایران از مسیرهای زمینی و دریای خزر خبر داده است؛ موضوعی که نشان میدهد دامنه فشار اقتصادی واشنگتن صرفاً به مسیرهای دریایی محدود نمانده است.
پیام موشکی تهران؛ تغییر یک محدودیت یا تغییر معادله بازدارندگی؟
در تحولی دیگر، سخنگوی سپاه پاسداران اعلام کرده است که محدودیت خودخواسته ۲ هزار کیلومتری برای برد موشکهای بالستیک ایران برداشته شده است.
این اظهارنظر در شرایطی مطرح میشود که تنشهای نظامی با آمریکا و اسرائیل همچنان ادامه دارد و مقامهای ایرانی نسبت به هرگونه حمله جدید هشدار دادهاند.
البته اعلام لغو این محدودیت به معنای اثبات دستیابی ایران به موشکهایی با برد فراتر از ۲ هزار کیلومتر نیست؛ بلکه در حال حاضر، اهمیت اصلی این موضعگیری در پیام راهبردی آن و تغییر احتمالی محاسبات بازدارندگی منطقهای است.
دیپلماسی هنوز به بنبست نرسیده است؟
در کنار افزایش فشارهای نظامی، مسیر مذاکره نیز کاملاً بسته نشده است. قطر همچنان تلاش میکند میان تهران و واشنگتن برای رسیدن به توافقی موقت میانجیگری کند.
بر اساس گزارش منتشرشده در گاردین در ۷ نوامبر، یکی از پیشنهادهای مطرحشده شامل کاهش محاصره دریایی آمریکا، آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران و فراهم شدن امکان بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای ایران است.
در مقابل، بازگشایی تنگه هرمز و فراهم شدن مسیر عبور کشتیها از جمله محورهای مورد بحث در این پیشنهاد عنوان شده است. با این حال، اختلاف بر سر تحریمها، مسائل هستهای و شرایط امنیتی منطقه همچنان از موانع جدی دستیابی به توافق محسوب میشود.
هزینه اصلی بحران را چه کسانی پرداخت میکنند؟
اهمیت تنگه هرمز فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این آبراه یکی از مسیرهای مهم انتقال نفت و انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در تردد کشتیها میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی ایجاد کند.
افزایش ریسک حملونقل دریایی، بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها، تغییر مسیر محمولهها و افزایش هزینه واردات کالا، از جمله پیامدهایی هستند که در صورت تداوم ناامنی دریایی میتوانند اقتصاد کشورهای منطقه را تحت فشار قرار دهند.
برای اقتصاد ایران نیز مسئله ابعاد گستردهتری دارد. محدودیت صادرات نفت، دشوارتر شدن مبادلات تجاری و افزایش هزینه دسترسی به بازارهای خارجی، میتواند فشار مضاعفی بر منابع ارزی کشور وارد کند.
در چنین شرایطی، حتی بنگاههایی که ارتباط مستقیمی با صنعت نفت ندارند نیز ممکن است از افزایش هزینه مواد اولیه، حملونقل و تأمین کالا تأثیر بپذیرند.
اقتصاد ایران در میان دو فشار
آنچه این تحولات را برای ایران حساستر میکند، همزمانی فشارهای خارجی با مشکلات ساختاری اقتصاد داخلی است. اقتصاد کشور برای عبور از چنین شرایطی به ثبات در سیاستهای تجاری، مدیریت منابع ارزی، تقویت مسیرهای جایگزین ترانزیتی و کاهش وابستگی به درآمدهای محدود نفتی نیاز دارد.
در واقع، مسئله فقط عبور یا عدم عبور چند کشتی از تنگه هرمز نیست؛ موضوع اصلی میزان تابآوری اقتصاد ایران در برابر محدودیتهای طولانیمدت تجاری و مالی است.
تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست
تحولات اخیر نشان میدهد تکه تنگه هرمز به نقطه تلاقی سه پرونده مهم تبدیل شده است: امنیت نظامی، منافع انرژی و آینده دیپلماسی منطقهای.
انتهای پیام