نویسنده: هانیه سادات احمدی پیدا شدن اجساد پنج عضو یک خانواده در یک گور، صرفنظر از جزئیات و سرنوشت قضایی پرونده، بیش از آنکه صرفاً یک حادثه جنایی باشد، باید بهعنوان نشانهای نگرانکننده از وضعیت خشونت در جامعه مورد توجه قرار گیرد. پرسش اساسی این نیست که در این پرونده چه کسی مرتکب قتل شده و انگیزه او چه بوده است؛ این پرسشها وظیفه دستگاه قضایی و تحقیقات جنایی است. پرسش مهمتر برای جامعهشناس و جرمشناس این است که چه عواملی زمینهای ایجاد میکنند که خشونت از یک اختلاف یا تعارض به قتل و حذف فیزیکی انسانها منتهی شود؟
یادمان باشد که چه اخبار تلخی در این موارد در جامعه ی ما در حال بازتاب است ، از دعوای منجر به قتل سر پارک ماشین تا حذف رقیب و شریک عشقی و اختلافات مالی و بعضا کار و کارگری و ... خشونت، محصول یک عامل نیست جرایم خشونتآمیز معمولاً نتیجه یک علت منفرد نیستند. فقر، بیکاری، اختلاف طبقاتی، اعتیاد، فروپاشی روابط خانوادگی، ناکامیهای اقتصادی، ضعف مهارتهای حل تعارض، دسترسی آسان به ابزارهای خشونت و کاهش تحمل اجتماعی در برابر ناکامی، و نیز فقدان ارزشها و یا جایگزینی ضد ارزش ها با مفاهیم ارزشمند زندگی ، میتوانند در کنار یکدیگر زمینه ارتکاب جرم را فراهم کنند.
اما نباید میان عامل خطر و علت قطعی جرم خلط کرد. میلیونها انسان با مشکلات اقتصادی، خانوادگی یا اجتماعی مواجهاند، اما مرتکب خشونت نمیشوند. بنابراین مسئله اصلی، بررسی تعاملی مجموعهای از عوامل و شرایطی است که در برخی افراد و موقعیتها احتمال توسل به خشونت را افزایش میدهد. از اختلاف تا حذف دیگری یکی از تغییرات نگرانکننده در تحلیل جرایم خشونتآمیز، عبور از «حل اختلاف» به «حذف طرف مقابل» است.
وقتی فرد در برابر اختلاف مالی، خانوادگی یا اجتماعی به جای مذاکره، مراجعه به نهادهای قانونی یا تحمل و مدیریت تعارض، به خشونت متوسل میشود، در واقع قانون و سازوکارهای حل اختلاف را از معادله خارج کرده است. در چنین شرایطی، قتل دیگر صرفاً یک رفتار فردی نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از ضعف کارکرد ساز و کارهای غیرخشونتآمیز حل تعارض نیز باشد. در اینجا خوب است به مفهوم جدیدی به نام اقتصاد جرم بیشتر بپردازیم .
در اقتصاد جرم و خشونت نمیتوان از افزایش خشونت سخن گفت لیکن وضعیت اقتصادی جامعه را نادیده گرفت. فشار اقتصادی بهتنهایی انسان را مجرم نمیکند؛ اما میتواند سطح تعارضات خانوادگی و اجتماعی را افزایش دهد، احساس ناکامی را تشدید کند و برخی افراد را در موقعیتهای پرخطر قرار دهد. از سوی دیگر، اختلاف شدید در برخورداری از منابع نیز ممکن است انگیزه ارتکاب برخی جرایم علیه اموال را افزایش دهد. هنگامی که ارزش مال برای فرد بسیار بالا و هزینه ارتکاب جرم در تصور او پایین باشد، محاسبه سود و زیان میتواند به نفع ارتکاب جرم تغییر کند. در اینجا «اقتصاد جرم» تنها به جرایم اقتصادی محدود نمیشود؛ بلکه باید بررسی کرد که شرایط اقتصادی چگونه بر انگیزه، فرصت و هزینه ارتکاب جرایم خشونتآمیز اثر میگذارند. خانواده؛ نخستین محل پیشگیری از جرم خانواده است که یکی از مهمترین و اولین عرصههای پیشگیری از خشونت است. تعارضهای حلنشده، خشونت خانگی، مشکلات مالی، سوءمصرف مواد، اختلافات مربوط به ارث و مالکیت و قطع ارتباط میان اعضای خانواده، در صورت انباشته شدن، میتوانند اختلافات عادی را به بحران تبدیل کنند. البته نباید خانواده را صرفاً محل وقوع جرم دانست. خانواده سالم، یکی از مهمترین نهادهای کنترل اجتماعی و پیشگیری از جرم است.
آیا تشدید مجازات کافی است؟ پس از وقوع هر جنایت خشونتآمیز، معمولاً نخستین مطالبه عمومی، تشدید مجازات است. مجازات قانونی و اجرای آن بخش مهمی از پاسخ دولت به جرم است؛ اما مجازات پس از وقوع جرم، جای پیشگیری از جرم را نمیگیرد. اگر فردی تصمیم به قتل گرفته باشد، مجازات سنگین پس از دستگیری، قربانی را به زندگی باز نمیگرداند. سیاست جنایی مؤثر باید پیش از وقوع جنایت نیز فعال باشد: شناسایی موقعیتهای پرخطر، حمایت از قربانیان خشونت، مداخله در تعارضات خانوادگی، کنترل اعتیاد، کاهش عوامل اقتصادی مولد تعارض و افزایش اعتماد عمومی به سازوکارهای قانونی حل اختلاف.
کالبدشکافی به جای هیجان هر جنایت هولناک، برای چند روز افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد و پس از آن حادثه دیگری جای آن را میگیرد. اما اگر هر پرونده را صرفاً بهعنوان یک «حادثه عجیب» ببینیم، از تحلیل علل اجتماعی آن بازمیمانیم. کالبدشکافی جرایم خشونتآمیز یعنی بررسی این پرسش که چه اتفاقی در فرد، خانواده و جامعه رخ داده است که تعارض به خشونت و خشونت به جنایت منتهی شده است؟
جامعهای که میخواهد با خشونت مقابله کند، نباید فقط به دنبال قاتل پس از وقوع قتل باشد؛ باید شرایطی را نیز بررسی کند که پیش از وقوع جنایت، خشونت را ممکن، محتمل یا کمهزینه کردهاند. شاید مهمترین درس چنین پروندههایی همین باشد:
پیشگیری از جنایت، از صحنه جرم آغاز نمیشود؛ از مدتها پیش از آن آغاز شده است.
انتهای پیام