نویسنده: هانیه سادات احمدی به گزارش معاصر،به قلم هانیه سادات احمدی، گزارشهای منتشرشده در ۱۴ مهرماه نشان میدهد روند پرداخت این وام از سوی روسیه نهایی شده و منابع برای انتقال آماده است؛ با این حال، اختلاف میان برخی دستگاههای دولتی درباره نحوه استفاده از آن، اعلام شماره حساب برای دریافت وجه را به تأخیر انداخته است.در یک سو، سازمان برنامه و بودجه استفاده از این منابع برای واردات خودرو را دنبال میکند؛ در سوی دیگر، وزارت نفت خرید تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت را مطرح کرده و وزارت جهاد کشاورزی نیز اختصاص منابع به واردات کالاهای اساسی را دنبال میکند. به این ترتیب، یک میلیارد دلار روسیه فعلاً در نقطهای میان چند اولویت اقتصادی متوقف مانده است.
پولی که میتواند چند درد را درمان کند
اهمیت این منابع فقط به رقم یک میلیارد دلار محدود نمیشود. مسئله اصلی این است که اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که هر منبع ارزی جدید میتواند چندین متقاضی داشته باشد.
واردات خودرو، تأمین کالاهای اساسی و خرید تجهیزات نفتی، هر سه نیازهای واقعی اقتصاد ایران هستند؛ اما منابع محدود، دولت را ناچار میکند میان این نیازها اولویتگذاری کند.
اگر این پول صرف واردات کالاهای اساسی شود، اثر آن میتواند بیشتر در حوزه عرضه کالا و کنترل فشار قیمتی دیده شود. اگر به صنعت نفت اختصاص پیدا کند، میتواند برای تأمین تجهیزات و حفظ ظرفیت تولید اهمیت داشته باشد. اختصاص آن به واردات خودرو نیز میتواند بازار خودرو را تحت تأثیر قرار دهد، اما اثر آن بر معیشت عمومی با دو گزینه دیگر یکسان نیست.
بنابراین اختلاف بر سر این یک میلیارد دلار، در واقع اختلاف بر سر اولویتهای اقتصادی دولت است.
مسئله بزرگتر؛ یک میلیارد دلار یا ۲۰ میلیارد دلار؟
اهمیت این خبر زمانی بیشتر میشود که بدانیم این مبلغ بهعنوان نخستین بخش از یک وام بزرگتر به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار مطرح شده است.
به همین دلیل، تصمیم درباره نخستین مرحله میتواند فراتر از یک پرداخت یکباره باشد. اگر منابع نخست به شکلی هدفمند و قابل ارزیابی هزینه شوند، میتواند مسیر استفاده از بخشهای بعدی منابع را نیز روشنتر کند.
اما اگر اختلاف بر سر نحوه تخصیص منابع ادامه پیدا کند، سؤال مهمتری شکل میگیرد: اقتصاد ایران در شرایط کمبود منابع ارزی، چقدر برای تصمیمگیری سریع و هماهنگ آماده است؟
وام روسیه؛ فرصت یا بدهی تازه؟
یک میلیارد دلار، هرچقدر هم برای اقتصاد ایران مهم باشد، در نهایت وام است، نه درآمد بلاعوض.
بنابراین در کنار پرسش «این پول کجا خرج شود؟»، یک پرسش مهم دیگر نیز وجود دارد: بازپرداخت این منابع با چه شرایطی انجام خواهد شد و آیا محل هزینهکرد آنها میتواند در آینده توان بازپرداخت وام را تقویت کند؟
اگر منابع وارد پروژهای شوند که ظرفیت تولید، صادرات یا درآمد ارزی ایجاد کند، ماهیت اقتصادی آن با مصرف منابع برای هزینههای کوتاهمدت متفاوت خواهد بود.
از این منظر، شاید مهمترین تصمیم دولت نه انتخاب میان خودرو، نفت و کالاهای اساسی، بلکه انتخاب میان مصرف فوری و سرمایهگذاری مولد باشد.
دلار روسیه و بازار ارز ایران
در شرایطی که بازار ارز ایران بهشدت نسبت به اخبار سیاسی و اقتصادی حساس است، ورود یک میلیارد دلار منابع خارجی میتواند از منظر روانی نیز اهمیت داشته باشد؛ با این حال نباید انتظار داشت صرف انتقال این مبلغ بهتنهایی بتواند روند بازار ارز را تغییر دهد.
اثر واقعی به شیوه استفاده از منابع، زمان ورود آنها به چرخه اقتصادی و نحوه مدیریت ارز بستگی دارد.
به بیان سادهتر، یک میلیارد دلار زمانی برای اقتصاد ایران خبر خوبی خواهد بود که به یک میلیارد دلار اثر اقتصادی تبدیل شود؛ نه اینکه صرفاً به یک عدد در حسابهای دولتی تبدیل شود.
تصمیمی که فقط درباره یک میلیارد دلار نیست
ماجرای وام روسیه حالا به آزمونی برای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. منابعی که میتواند برای چند بخش مهم اقتصاد مصرف شود، هنوز به دلیل اختلاف بر سر اولویتها وارد چرخه اجرایی نشده است.
اگر دولت بتواند درباره محل هزینهکرد این منابع به یک تصمیم شفاف، سریع و قابل ارزیابی برسد، این وام میتواند بخشی از فشار موجود بر اقتصاد را کاهش دهد.
اما اگر اختلافها ادامه پیدا کند، یک سؤال جدی باقی خواهد ماند:
در اقتصادی که هر دلار منابع خارجی اهمیت دارد، آیا مشکل اصلی کمبود پول است یا نبودن یک تصمیم واحد برای خرج کردن آن؟
انتهای پیام